خسته ام مثل یه ادمی که میرسه به قله کوه ولی میبینه یکی بلندتر در انتظارشه. هی میخوام بغض نکنم نمیشه.... دلم گرفته اخه خدایا مگه رسوندن من به ارزوم به کجا برمیخوره؟ همه ارزوهام یک شبه پودر شد. حالا موندم چطوری به همسرم بگم؟ البته که چیزی نمیگه ولی با حسرت دل خودم چیکار کنم؟ من بیشتر از اون غصه میخورم.... خواهشا برام دعا کنید برای خواهر کوچیکترتون....
من خود رازیانه رو دم میکردم با ی دونه شبیه خودش ریزتر با ی پودر سفید برای ازبین بردن عفونت نمیدونم ا ...
شاید باید تقویت بشی به من متخصص زنان گفته بود باید iui کنی ولی نه خودم نه شوهرم راضی نبودیم این شد که رفتیم سراغ طب سنتی که یک ماه پریود شدم با داروهاش و این ماه نشدم. عزیزم امروز روز هشتم بعد از موعدمه.... ممکنه دیرتر جواب مثبت بشه؟
عزیزم ان شا الله خدا بهت نگاه کنه. شما چیکار کردی؟ مشکلت چی بود؟
ببین برای شوهرت قرص سلنا پلاس بگیر ، قرص ویتامین e با قرص اسید فولیک , با قرص b6 اگر هم احتمال میدی عفونت داره یک هفته قرص متریندازول ، وای بقیه قرص های تقویتی رو به مدت حد اقل ۳ ماه مصرف کنه هر روز من دو سال اقدام بودم هر چی آزمایش سونو بود میگفت من سالم ، شوهرم به ظاهر همه چی اکی بود آزمایش هم داد همه چی اکی بود ، دکتر برا شوهرم نوشت و بعد ماه سوم بود رفتم زیارت کربلا گفتم یا امام حسین دستم به دامنت دیگه بریدم ، خودت میبینی همه کار کردیم ، همون از کربلا برگشتم دو هفته بعد فهمیدم ۴ هفته باردارم . قبل اش هم از امام حسین خواسته بودم کمک کنه ، من دکترم یکی دیگه بود بعد یک دفعه به دلم افتاد دکترم عوض کنم ، این دارو ها رو هر روز مرتب به شوهرم صبح به صبح میدادم ، البته گفتم میترانیدازول فقط یک هفته