خیرسرم آرزومه کنکور قبول بشم و مستقل شم
ولی آرامش ندارم همش میترسم نکنه باز داد و هوار راه بندازع
نکنع چیزی بگه مادرم دلش بشکنه. نکنه فلان شه نکنه بمان شه🥲
تمرکز ندارم نیم ساعت همش نیم ساعت درس بخونم
همه ی زندگیم شده استرس و تپش قلب
دیگه ۱۸سالمه میتونم خودم تصمیم بگیرم که پیش کدوم زندگی کنم و من قطعا مادرمو انتخاب میکنم چون میدونم اگر تا الانش هم سختی رو تحمل کرده بخاطر من و خواهرم بوده
چون میگه شما دخترین نمیشه هرچیزی ک هست. بپدرتون بگین و خیلی چیزا واقعا زنونس
دوست نداره اگه برفرض پدرم زن گرفت نامادری بالاسرمون باشه
یا اگه زن نگرفت عمه یا کسی اذیتمون کنن😭 همیشه. بفکر اینه ک ما اذیت نشیم چون دختریم . حالا منم میخوام بجای اینکه کاری کنم اشتی کنن میخوام مامانم تصمیم بگیره طلاق بگیرن چون حداقل انقد عذاب وجدان نمیگیرم که چرا مادرم پاسوز ما شه😔😭💔