دوستان امشب از اون شب هایی هست
که دلم گرفته….
تو زندگی مشترک مسلما همه ی تقصیر ها گردن یک نفر نیست….
اما تو زندگی ما….من خیلی صبور تر،عاقل تر بودم
خیلی تلاش کردم صمیمیت رابطمونو بیشتر کنم
و برای زندگیم با چنگ و دندون تلاش کردم
هیچ وقت عذاب وجدان ندارم که ای کاش فلان کارو میکردم شاید زندگیم بهتر میشد
خیلی کارها رو امتحان کردم…اما فایده نداشت….
من دختری نبودم تقی به توقی بخوره بگم مهرمو میزارم اجرا یا جدا میشم….
بعد ۵ سال به نتیجه کامل برای جدایی رسیدم….با کمک مشاوره….
الان دلم گرفته….از اینکه حقمو پایمال کردن….
از احساساتی که گذاشتم
بابت اینکه مهرمو نداد یا حتی ۵ قلم وسیله شیربهایی که مال من بود رو هم نداد یا اینکه ۵ سال کار کردم حق کارکردمو خورد و پول کار خودمو نداد
هیچ کدوم این ها انقدری اذیتم نکرده
که احساسم و روحم رو بازی گرفت ناراحتم🥺
مادرم میگه حقتو خوردن
میگم مادرمن…ایراد نداره پول به دست میاد کمتر یا بیشتر اما انسانیت و وجدانه که اگه ادم درگیرش شه هیچ وقت راحت سر به بالین نمیزاره☹️