شوخی کردم ، ی همسایه داشتیم ی مرد مسن با زنش و ی بچه حدودا ۸ ساله زندگی میکردن. امشب فهمیدم این زنه ، زنه دوم مرده بوده و زن اولش امشب اون ه بود در خونش
بیچاره زن اولش خیلی گناه داشت، زن دومیه بچه شوهر اولشو آورده بود این مرده خرجشو میداد بعد مرده به زن و بچه های خودش هیچ خرجی نمیداد! زن اولیه اومده بود میگفت چرا پول نمیدی ول کردی رفتی ما نون نداریم بخوریم!
فکر کن شوهرت بچه های یکی دیگه رو بزرگ میکنه ولی به بچه های خودت حتی سر نزنه
مردی برای تمام فصول؛ الهامگرفته از شخصیت سر توماس مور. کسی که آرمانش را خودش انتخاب میکند و هیچ تهدید، وسوسه یا فشار اجتماعی او را از مسیرش منحرف نمیکند
چقدر گناه داشته زن اولی فکر کن شوهرت بچه های یکی دیگه رو بزرگ میکنه ولی به بچه های خودت حتی سر نزنه
آره خیلی دلم سوخت واسش. من همیشه به آقاهه سلام میکردم ولی حالا که قضیشو فهمیدم اصن حلش نمیذارم. امروز دیدمش اصن نگاشم نکردم شوهرم میگه به ما چه؟! ولی من میگم همه ی ما انسان ها به هم مرطبتیم، اگه تو جامعه روی خوشی به اینجور آدما نشون داده نشه و بخاطر ظلمی که مرتکب شدن کسی تحویلشون نگیره، این میشه ی تنبیه واسشون و دیگه اینقدر راحت هر غلطی دلشون بخواد نمیکنن! به نظرم این آدم لایق احترام نیست و دلیلی نمیبینم بعد از این بهش احترام بذارم. خدا نگذره از سر تقصیراتش