دایی شوهرم یک سالی شده فوت شده از قدیم لینا باهم مشکل ذاشتن حالا بدتر عم شده اوضاع و باهم دعوا کردن و زن داداشه به مادرشوهرم گفته حق نداری به بچه هام بگی عمع🦦🦦حالا این مادر شوهرم هر روز میاد پیش من میشینه یه حرفایی راجب زن داداشش میزنه ک من خجالت میکشم یا میگه ما خرج شو دادیم ما عروسش کردیم یا حرفای زشت میزنه مثلا الان داشت میگفت زنیکه یه شب جمعه شوهرش پیشش نبوده آمده در خونمون دعوا که من داداشتو همین شب نیاز دارم جرا نیست😐😐😐😐😐😐حال قیافه من اینجوری 🙄🥴🥴 بعد من اصلا حرف نمیزنم یه کلام تایید نمیکنم یا تکذیب فقط میگم اهوم .. ولی دیگ خسته شدم مطمئنم پس فردا باهم مشکل بخوریم عم میخاد این حرفا پشت من بزنه . ازش میترسم واقعا. یا همش میاد میگه شوهرت هرچی داشتیم و خورده شوهرت ماشین مونو تو مجردی خیلی میگازونده (یعنی تند میبرده)یا میگه اموال پدر شوهرت نصفش مال منه عروسا خیال نکنن مال اونه 😑😑😑حالا من بدبخت ته ار اموالش چیزی خواستم نه تاحالا چیزی گقتم بنظرتون چجوری برخورد کنم ک سیاست مدارانه باشع و تو دردسر نیفتم ؟؟نمیخام بخاطر زن داداشش من بعدا تو دردسر بیفتم آخه ایما خیلی فتنه هستن
اها یبار آمده میگه زنیکه با گریه برا بقیه تعریف میکرده ک شوهرم اومده بخوابم پیشونیم بوسیده و من گلایه دارم ک چرا لبمو نبوسیده 😬😬😬😬حالا قیافه جفتشون ببینید فکر میکنید اصلا اینا نمیدونن رابطه چیه بچه ۷اشون لک لکا آوردن 🤣🤣