سلام من میخواستم سیسمونی بگیرم میخواستم کالسکه اینا نگیرم گفتم لازم نمی شه یه سری چیزا کلا الان یکی از فامیل های همسرم با من باردار شده کلا ما تو مقایسه هستیم بعد عروسمون بهم گفت با کالسکه چی میخواد بشه بیا همه چی بخر چیزی پشت سرت نگن از طرفی ام خیلی بدم میاد سیسمونی بگیرم بیاد ببینه بعد بره هر چی گرفتم بگیره سر جهیزیه اینجوری شد به همه گفت مبل سلطنتی میخوام دید من کلاسیک گرفتم رفت گرفت اصلا خوشم نمیاد ☹
مگه شما دائم با این فامیل همسر در رفت و امدی سعی من نبینیش راحت باشی
نه انقدر این حسوده چند بار ام از چهره و هیکل همسرم تعریف کرد پشتم حرف زده بود که در حد این پسره نبست و فلان منم رابطمو باهاش کاملا قطع کردم زنگ زد جواب ندادم بهانه اوردم الان از زمان بارداریم میخواد بیاد خونم الکی بهانه میارم
من دقیقا س عروسیم و بارداری در حال مقایسه بودم اون فامیلمون وقتی ۴.۵ باردار بود کل سیسمونی رو خریده بود ولی من فقط یه تخت کنار مادر و لوازم ضروری رو گرفتم بچه ۳ ماهش بود که کالسکه و صندلی غذا رو گرفتم تختش رو چون سفارشی ساختن اونم دیر تر دادن اصلا برام مهم نبود البته من بارداری سختی داشتم و ۷ ماه به پشت خوابیدم وسه همین سیسمونی برام بی اهمیت بود مهم سلامت نی نی جانم بود