خوبین ؟؟
ببینید من ی مشکلی دارم و اومدم صادقانه باهاتون در میون بذارم من ۲۳سالمه نزدیک ۲۴
سه سال هست با یک نفر هستم و اینکه دو سال اول دوست بودیم الان نامزد و محرم همدیگه هستیم بچه ها اخلاق خیلی خیلی خوبی داره فرشته اس اما وقتی بد بشه مثل شیطون میشه ما خیلی کم پیش اومده دعوا کنیم اخه مرد خامی نیست و خانواده ام همشون قبولش دارن یک ازدواج ناموفق داشته اینم در نظر داشته باشین سه شب پیش ازم خواست بهش بگم چرا حالم بده منم حالم خیلی بد بود واقعا گفتم بعد میگم نیم ساعت گذشت هی منت میذاشت ک من روحیه خوبی ندارم تو حالمو ب جاییی ک خوب کنی بدتر میکنی میگفت مادرم همش میخواد منو خوشحال کنه تو چی
منم گفتم پس برو جایی ک خوشحالی برو کنار مادرت
همش منت خلاصه یکم بعد گفتم من میرم خونه نمیخوام باهات بیام امشب نزدیک خونه ک بودیم صورتمو فشار دادطوریک رد ناخونش رو صورتم هست و خونی شد حالا مهم نیس برام ولی من ۳سال از عمرمو ب پاش گذاشتم صادقانه بگین چیکار کنم ما هنوز رسمی تو شناسنامه عقد نکردیم ولی دوسش دارم
بنظرتون درست میشه