منو پسر خالم تو مرحله آشنایی هستیم تا حالا چنین صحبت می کردیم تو چت همش قربون صدقش میرم سعی می کردم به خودم تلقین کنم که دوستش دارم اما وقتی امروز رفتم باهاش بیرون تازه فهمیدم دوستش ندارم چکار کنم.....
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
وای ازدواج فامیلی همیناش بده الان دوسش نداری بهم بزنی باهاش پسفردا با یکی دیگه ازدواج کنی اونم با یکی دیگه ولی خیلی ضایعه که یمدت قربون صدقه هم میرفتین اصن یجوری میشه ادم
ب خودش تو تنهایی بگو بگو واقعا مث داداشمی و نمیتونم طور دیگه و ب ی عنوان دیگه بپذیرمت لطفا ی ...
دلش میشکنه😢😢 من همیشه بهش می گفتم که اگر رابطه مون سر هر چی به هم خورد باید برگردیم مثل قبل اونم آنقدر ناراحت میشدم می گفت من از صبح تا شب دارم مثل سگ کار می کنم که زندگیمونو بسازم وقتی کلمه زندگیمونو میگه دلم آتیش می گیره واسش