دقیقا منم هضمش واسم سخت بود
از همه سختتر هم وقتی بود ک اون یکی دوستشون به یدفع گف پس منم میرم!!!
مگه الکیه اخه
چرا باید بخاطر یه پسر اشغال خودمونو از زندگی محروم کنیم؟؟
من از اینا کلا ۴ سال بزرگترم و واقعااا میگم یه سال دیگه بگذره هیچکدوم از اینا یادشون نمیاد
اتفاقا چن روز پیش داشتم دفترچه خاطراتمو میخوندم انقد بهش خندیدم ک خدا میدونه...
اخرشم همشو پاره کردم انداختم دور