2777
2789
عنوان

کمکم میخلم

69 بازدید | 8 پست

سلام 

میشه راهنمایی کنید 

من دو سال خورده ای هست ازدواج کردم بعد برادر شوهرم از روزی که شناختم حرف بهم میزد و همه میگفتن اخلاقشه و فران منم فقط با خنده ردش میکردم و هیچی نمیگفتم حتی اگر ناراحت میشدم 

اما ی روز بهم‌گفت هروقت میای خونه ما کنار شوهرت نشین اون ک اینجا میشینه تو اونورتر بشین و این خرفا 

اینم گذشت 

دو روز پیش ندری گوسفند میکشن و زن ب شوهر من میزنه و میگه ام بیاین خونه ما 

بعد زنگ برادر کوچیکم میزنه میگه شام بیاین اونجا برادرم هم میگه ب پدرم زنگ زدین میگه خودت بهشون بگو 

و میگه من دوتا زن دارم اما خوشم ب زنا نمیاد مجردی بیاین 

من زنگ زدم گفتم ببینم قضیه چیه بهم گفت مهمونی من ب تو ربط نداره 

خالامن چیکار باید بکنم 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

گلایه ب جاریم کردم گفت شوهی کرده 

اصلا چرا بهش زنگ زدی.. دیگه با این آدم همکلام نشو. شوهرت گفت بری برو.. نگفت نرو... دیگه ام محلش نده... اه.. 

تاپیک دکتر هلاکویی و تعلیم و تربیت کودکان http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1018272&PageNumber=1
میترسم‌ برادریشون بهم برنه بزارنش تقصیر من‌

ببین عزیزم، برای شوهرت گلایه نمی بری، پیغام پسغام نمی بری... مگه نمی گی به شوهرت زنگ زده.... همون موقع ازش می پرسیدی ما هم دعوتیم یا نه.. نه اینکه خودت زنگ بزنی.... شوهرت صلاح دونست از داداشش می پرسه... اینکه گذشت.. دیگه هیچ وقت تلفن نکن و باهاش رسمی باش... 

تاپیک دکتر هلاکویی و تعلیم و تربیت کودکان http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1018272&PageNumber=1
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز