2821
2789
عنوان

کمکم میخلم

69 بازدید | 8 پست

سلام 

میشه راهنمایی کنید 

من دو سال خورده ای هست ازدواج کردم بعد برادر شوهرم از روزی که شناختم حرف بهم میزد و همه میگفتن اخلاقشه و فران منم فقط با خنده ردش میکردم و هیچی نمیگفتم حتی اگر ناراحت میشدم 

اما ی روز بهم‌گفت هروقت میای خونه ما کنار شوهرت نشین اون ک اینجا میشینه تو اونورتر بشین و این خرفا 

اینم گذشت 

دو روز پیش ندری گوسفند میکشن و زن ب شوهر من میزنه و میگه ام بیاین خونه ما 

بعد زنگ برادر کوچیکم میزنه میگه شام بیاین اونجا برادرم هم میگه ب پدرم زنگ زدین میگه خودت بهشون بگو 

و میگه من دوتا زن دارم اما خوشم ب زنا نمیاد مجردی بیاین 

من زنگ زدم گفتم ببینم قضیه چیه بهم گفت مهمونی من ب تو ربط نداره 

خالامن چیکار باید بکنم 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

گلایه ب جاریم کردم گفت شوهی کرده 

اصلا چرا بهش زنگ زدی.. دیگه با این آدم همکلام نشو. شوهرت گفت بری برو.. نگفت نرو... دیگه ام محلش نده... اه.. 

تاپیک دکتر هلاکویی و تعلیم و تربیت کودکان http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1018272&PageNumber=1
میترسم‌ برادریشون بهم برنه بزارنش تقصیر من‌

ببین عزیزم، برای شوهرت گلایه نمی بری، پیغام پسغام نمی بری... مگه نمی گی به شوهرت زنگ زده.... همون موقع ازش می پرسیدی ما هم دعوتیم یا نه.. نه اینکه خودت زنگ بزنی.... شوهرت صلاح دونست از داداشش می پرسه... اینکه گذشت.. دیگه هیچ وقت تلفن نکن و باهاش رسمی باش... 

تاپیک دکتر هلاکویی و تعلیم و تربیت کودکان http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1018272&PageNumber=1
2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز