در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش یه مردادیه جذاب
بردم دکتر. گفت. بزنه. گفت ی التهاب جزئیه. نمیدونم چ کنم
خب پس بزن پسر من موقه واکسناش اذیت نکرد تب اینچیزا ولی من استرس داشتم همش
در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش یه مردادیه جذاب
[QUOTE=304249583] اره هم بردم دکتر خودش. هم حلق و بیتی[/QUOTخدایی این واکسنارو نزنیم چی میشه!!من که توشهر غریب وقتی واکسن میزنمش تا شب نمیخابه هی باید بغلم کنم راه ببرمش توخونه به شوهر گاو بیشعور میگم یه ساعت تو بغل کنش میگه چرا من تو واسه چی مادر شدی پس