سلام خانمای گل
من یه خواهردارم که دوسال از من کوچیکتره که با یه آقایی همسن خودش ازدواج کرده (۲۰سال میگذره از ازدواجشون)
این آقا اولا نمیگم آدم خدای ناکرده بدی هست ولی یه اخلاقای آزاردهنده داره مثلا اولیش اینه که خیلی دخالت میکنه و همش گوش مادرمو پر میکنه که نباید بذاری بقیه بچه های دیگه به خونت رفت و آمدکنن با من زیاد رابطه خوبی نداره چون چندبار رک بهش گفتم دخالت نکنه واسه همین زیرپای مادرم میشینه که آره فقط ما باید بیایم فرضا اگه من برم خونه مادرم که چندهفته پیش رفتم و نمیدونستم که اوناهم اونجان یهو این آقا تا منو دید درو محکم کوبید منم ناراحت شدم دیگه نرفتم چون خیلی ریاکار و به ظاهر مذهبیه و تسبیح به دست مادرم خیلی باورش داره ولی در واقع باطنن اصلا معتقد نیست چون اهل دروغ و ریا و تهمت و نفرت پراکنیه مادام بین ما و خواهربرادرای دیگه اختلاف میندازه گوش بچه ها رو پرمیکنه که عمو وعمه هات فرشتن خاله و داییات از شیطان بدترن بچه هاهم از ما متنفر شدن مارو از چشم خواهرمونم انداخته در صورتیکه من خیلی دوستشون دارم گذشته از اینا خیلی خاله زنک و هیزه چندبار متاسفانه قصد دست درازی داشت که من محلو ترک کردم خاله زنک از این نظر که به رنگ مو و ناخن و آرایش خانما توجه میکنه و حتی میپرسه که عه موهاتو کجا رنگ کردی یا اینکه رژت خیلی خوشرنگه و این چیزا زنگ میزنه به خانواده شوهرم گزارش تمام کارامو میده و بدیمو میکنه کلا خیلی کاراش خیلی عجیبه !!! من خیلی چیزا رو به خواهرم نمیگم که زندگیشون بهم نمیخوره هرچند اگه بگمم خواهرم مثل کبک سرش تو برفه و فکر میکنه شوهرش فرشته اس
بهم بگین چجوری باهاش برخورد کنم دیگه خسته شدم از کاراش
همش از سادگیه مادرمه که حجم حسادت و نفرت این آدمو نسبت به ما متوجه نمیشه...