اصلا نمیتونم کار خونخ انجام بدم اونم ازم عصبیه مهمون داریم پسفردا البته واقعا یکم هم وسواس داره منم در هفته یکی دو ردز کشیک دارم بعد تا ۲ ام سرکارم البتع این دو روز تعطیل بودم ولی باز یا خوابیدم یاهمینجوری دراز کشیدم حوصلخ ندارم کار کنم عذاب وجدان دارم خدا منو ببخشع
تا میتونی از خودت بزن برای مادرت فداکاری کن . یه زمانی میشه که حسرت میخوری چرا بیشتر کمکش نکردم . خیلی ها هستند از تو پر کار تر هستند ولی به خاطر مامان شون خیلی از جون مایه می ذارند . منظورم این هست که میتونی با برنامه ریزی درست بیشتر کمکش کنی فقط باید کمی از آسایش خودت به خاطر آسودگی مادرت بگذری . این کار رو حتما بکن . چون خدمت به پدر و مادر یک عنایت و رزق هست از طرف خدا . در زندگی انسان خیلی تاثیر گذار هست . عاقبت به خیری میاره . تا این رزق رو خدا بهت داده استفاده کن . چون همیشگی نیست
میدونم عزیزم واقعا بچه ی خوبیم براش ولی کار خونه یکم تنبلم حالا سعی میکنم بهتر بشم
خدا انشاءالله برای هم نگه تون داره . آدم ها که پا به سن می ذارند خیلی انرژی شون کمتر میشه ، شاید برای جوون تر ها قابل درک نباشه ، از طرفی ایده آل های شون در کار ها همچنان در ذهن شون هست ، برای همین وقتی وارد کار می شد ، خیلی زودتر از ما خسته میشند ، واقعا نیاز به کمک دارند . انشاءالله عاقبت به خیر دو نیا بشی که هوای مامانت رو داری گلم