2777
2789
عنوان

مادرمو بخشیدم

150 بازدید | 1 پست

چند سال بود بخاطر مشکلاتی ک پیش اومده بود بینمون کینه و کدورت بود خیلی روزها قلبم رو شکست و قضاوت اشتباه در موردم کرد خونش منو راه نداد کمکم نکرد و.... خیلی از دستش ناراحت شدم و عذاب کشیدم تو این چند سال شاید اندازه چند سال پیر شدم امروز بعد مدتها باهم حرف زدیم و..... دلم بهش صاف شده و بخشیدمش خداکنه از این به بعد روزهای خوبی باهم داشته باشیم دلم خیلی براش تنگ شده بود هیچ کس تو دنیا جای مادرو نمیگیره خواستم این تاپیک بمونه یادگاری خداکنه این خوشحالیم زود تموم نشه🥺😍❤️❤️❤️❤️

درود بر شما ، اگه تموم دنیا رو بدی نمی‌تونی پدر و مادر و خواهر و برادر بخری! مخصوصا مادر که اصلاً حرفشو نزن.  مادر هر چی‌ام بگه باز حق داره ، اگه شما مادر باشید حتما می‌دونید برای فرزندتون چقدر سختی رو تحمل کردین ، حالا یه چیزی‌ام بگه ، مگه چی میشه ؟! اونا سنشون بالاس دلشون زود میشکنه ، مبادا با حرفامون دل اون‌ها رو بشکنیم. ماها خودمونو نسل تحصیل کرده و عاقل تر می‌دونیم (کلا این رسم دنیاس که بچه‌ها فکر می‌کنن پدر و مادرشون چیزی حالیشون نیس و قدیمی هستن! بچه‌های ما هم همین طور ☺️) خب اگه اینجوری فک می‌کنیم (،جدا از وظایف فرزندی و احترام و احسان) ما باید عاقلانه‌تر برخورد کنیم .

ای کاش می‌تونستم یه خاطره بامزه از عمه‌م و همسرشو پسرعمم بنویسم که هر سه فوت کردن (خدا رحمت کنه همه‌ی اسیران خاک رو) که ببینید بخاطر لج بازی پسر عمم و باباش چی شد و باز چطوری آروم شدن. 

آقا هستم! این گناه کمی نیست!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108