مامانم و بابام حدود سه ماه پیش رفتن کربلا ۱۲ روز اونجا بودن بعد ک برگشتن من دختر بزرگ خانواده ام و یه خواهر دارم ک اونم حدود ۳ ماه میشه نامزد کرده وقتی مامانم اینا برگشتن همه اومده بودن از فامیل های دور و نزدیک بگیر تا همسایه ها منم زنگ زدم به مادر شوهرم گفتم نهار بیایین اینجا اونم گفت باشه ولی نیومد
بعد ک شب شد با اصرار مامانم ک زنگ بزن شام دعوتشون کن دوباره زنگ زدم و برای شام دعوتشون کردم کلی مهمون داشتیم ولی بازم نیومد با این وجود مامانم براش گوشت گوسفند قربونی فرستاد ولی مادر شوهر خواهرم اومد و شیرینی خریده بود پول دادش تا شب هم موندن خیلی خجالت کشیدم وقتی مادر شوهرم نیومد .
بعد از یه ماه رفتم خونه مادر شوهرم اینا قابلمه اش خونه ما بود بدم گفت شرمنده شدم نتونستم بیام منم هیچی نگفتم فقط خیلی ناراحت شدم بعد از اونم چند روز پیش ک من تو مسجد پیش مامانم و خواهرم نشسته بودم یه سلام نداد .
ینی من از این میسوزم ک تو ک نتونستی بیای چرا یه زنگ نزدی تبریک بگی حالا گیرم زنگ نزدی چرا تو مسجد یه سلام ندادی .
به نظرتون چجور رفتاری بکنم باهاش؟