ما باید اکی بدیم نه اونا.کاملا سنتی بود امروز خودش تنها با معرف اومد حرف زدیم بعد بابامباهاش حرف زد رفت چون۱۹رمضان بود بعد۲۳رمضان اومدن با خانواده همون شب همه چیزجورشد دوروزبعد عقد.اصلا عجیب سریع بودبک ماه بعد عقد ازدواج.اما یه فرسته واقعی از اب دراومد
واسه من همون شب مادر شوهرم زنگ زد قرار گذاشت فرداش با دختراش بیان چند روز بعد هم همسرم اومد فرداش مامانش زنگ زد اجازه گرفت بیرون بریم با هم . بعدش هم قرار هامون رو خودمون دوتا هماهنگ میکردیم