2777
2789
عنوان

رمانم خوبه؟

213 بازدید | 22 پست

من دارم یه رمان مینویسم 

خلاصش: درباره دختری به اسم رستا هست که تو یه روستا زندگی میکنه و توی پنج سالگیش پدرو مادرش و خواهرشو تو تصادف از دست داده و الان با دایی و زندایی و دختر داییش زندگی میکنه و کارای اونارو انجام میده بعد یه همسایه واسشون میاد که اسم پسره حامی هست و اینا طی اتفاقاتی عاشق هم میشن و باهم قرار میزارن ولی زندایی کاری میکنه که دایی میفهمه و رابطشونو خراب میکنه و رستا رو میده به مردی که 30 سال ازش بزرگتره ولی میخوام رمان و طوری پیش ببرم که تقصیر زندایی بشه

خلاصه 

ما را بس است درد تو و آرزوی تو!

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

رستا میره شهرو با بدبختی زندگیشو ادامه میده  و بعد چند سال که زندایی  از روی یک درخت میوفته و فلج میشه زنداییش میاد بهش میگه من و به زور به داییت دادن و من خواستم انتقام بگیرم و منو ببخش

بعد طی اتفاقاتی رستا و حامی باهم فرار میکنن

که بازم ماجرا داره

ای داستان کلیشه به نظرتون جالبه ادامش بدم و بنویسمش؟

ما را بس است درد تو و آرزوی تو!
کسی نیست لطفا یه نظری بدید

یه رمان بنویس که دختره پسره روبازی بده وپسره عاشقش باشه واسش هرکاری کنه ولی دختره گندبزنه توزندگیش وپسره بره خواستگاریش ودختره بهش خیانت کنه ازدواجشون بهم بخوره😁

موضوع داستان یه چیزه، ادبیاتی که با۶اش داستان رو مینویسی یه چیز دیگه است. باید با ادبیات زیبا و توصیفات طبیعی بنویسی جوری که خواننده خودشو تو دل داستان تصور کنه. 

اما در مورد متنش، ا نجا‌که گفتی اون دو تا با هم فرار میکنن، خیلی مهم‌که کی فرار میکنن. بعد ازدواجش وقتی که شوهر داره یا نه و اینکه این چیزا رو با بهانه های مختلف تو داستان توجیه نکنین

قد ۱۵۹. شروع رژیم ۱/۱۱                                                    وزن 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز