بچه ها ما قبل عید یه توری گرفتیم هزینه نسبتا زیادی هم پرداخت کردیم یعنی شوهرم پرداخت کرد بعد مادر من فوت شد و نرفتیم اون سفر رو هرچقدر همسرم اصرار کرد بهم نرفتم و من بهش گفتم خودت تنها برو اونم نرفت و یکم بحث و دلخوریم پیش اومد بهش گفتم تا سال مامانم سفر نمیام، تورهم پولمون رو برنگردوند گفت چارتریه. بعد الان یکم حالم بهتره و نیاز دارم بریم سفر دوستم دارم همون جایی بریم که قرار بود بریم ولی روم نمیشه به شوهرم بگم. خودم الان شاغل نیستم پول نقد ندارم ولی سکه و دلار دارم بفروشم تور رو رزرو کنم سوپرایزی. یا به خودش بگم. خجالت میکشم یه دور پولش اون شکلی سوخت شده دوباره بخوام تور بگیره
اره ولی سفر حدودا دو ماه بعد فوت مادرم بود ما خیلی زود رزرو کرده بودیم ولی حالم خوب نبود واقعا
دوماه مدت خیلی کمی هست واقعا
حق داشتی حالت خوب نباشه
الان خوبه که بری
بهش بگو
آدم خوبی باشه درکت باید بکنه
"هر کسی را ملاقات میکنی درگیر نبردی است که تو هیچ چیز درباره آن نمیدانی. همیشه مهربان باش." بعد از دیدن خیلی دعوا و پرخاشها در سایت، عمیقا به این نتیجه رسیدم که خیلیها در این دسته جا میگیرند 😊
"هر کسی را ملاقات میکنی درگیر نبردی است که تو هیچ چیز درباره آن نمیدانی. همیشه مهربان باش." بعد از دیدن خیلی دعوا و پرخاشها در سایت، عمیقا به این نتیجه رسیدم که خیلیها در این دسته جا میگیرند 😊