امروز فهمیدم شوهرم صیغه کرده کلی دعوا داد بیداد کردیم اخرش گفت اررره زن گرفتم زنگ زد ب زنه صداش زد رو بلندگو 😭😭😭😭😭 میگفت بیا زنم میخاد صداتو بشنوه اونم هی اسم شوهرم صدا میزد مبگفت ولش کن اون زن هرزه رو. چرا لال شده صداش در نمیاد شوهرم اومد با لقد زد ب کمرم من جیغ زدم گفت شنیدی اینم صداش. گوشی رو داد ب دخترم گفت بیا با مامان حرف بزن ...بچه ها قرص انداختم از همون قرص های خودش ترامادول خوردم کل بسته رو انداختم دیگ هیچی واسم مهم نیس فقط دعا کنید بمیرم من از همه کمک خواستم از تگ تگ خانوادم از بهزیستی هیچکس کمکم نگرد اخرین راهم مرگگگ دعا کنید ناقص نشم فقط تموم کنم خلاص بشم این تاپیک هم میزنم اگ پلیس خواست بدونه علت مرگمو خدافظ
اول برای خودت بعد برای حاجت من اللهم صل علی محمد و آل محمد الهی آمین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من اصلا ناراحت نیسم انقد خیانت کرده دیگ عادی شده واسم میدونه پناهی ندارم صاحب ندارم برای همین شکنجه ...
مهریه رو بذار اجرا گوش نده بهش،،بهزیستی سر بزن شاید پشتیبانی کردن.
هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....//خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
طبقه بالا مادرشوهرمم امروز نذری میپزن کلی مهمون اومر نخاسم آبروریزی کنم لال شدم صدام درنیومد
اتفاقا اشتباه کردی ،اشتباه منو نکن سکوت نکن ،اگه بازم اینو گفت یا حتی زن آورد آبروریزی کن ،مگه نمیگی مادرشوهرت بالاست اتفاقا موقعی که مهمون اینا هستن اگه شوهرت زر زد در رو باز کن جار بزن کارشو ببینم چ غلطی میخاد بکنه ،دست روت بلند کرد ،در رو قفل کرد تهدید کرد همه رو یا ضبط کن یا اطلاع بده صورت جلسه کنن ،به بچت هم بگو اگه کسی اومد همه پته شوهرتو بریزه رو آب
دیگه اینکارو نکن. بجاش خودتو پیداکن. تا فردا به وۻع سلامتی جسمیت رسیدگی کن.ـبعدش به فکرتغییر شرایطت باش. ببین چه انتخابهایی داری؟ پیداکردن کار در یه شهر بزرگتر، رفتن از خانه امن به خونه مادرت موقتا تا وقنی طلاقتو بگیری و درمقابل مهریه حۻانت بچتو از اون مرد بگیر. فکرنمیکنم اون لیاقت شوهر یا پدربودن را داشته باشه