جفت جنگل هستیم، روستامون مخصوصا اطراف خونم عین بهشته
فاصلمون تا شهری که دریا داره ۲۰دقیقه س
البته نزدیکترین شهر بهمون پنج دقیقه س
بحدی به اینجا علاقمندم که با وجود اینکه شرایط رفتن به هرجا رو برای زندگی دارم نمیتونم ازینجا دل بکنم
کل خانواده و فامیل خودمو همسرمم اینجان
تعداد کمی از اقوام تهرانن(به دلیل کارشون)هر چند سال یکبار که میام اونم به اصرار اونا و واسه خرید
همون روزهایی که درگیر خرید هستم حالم خوبه
بعد که یه روز تو خونم انگار چاردیواری آپارتمان داره خفه م میکنه
از همه بدتر گرمای شدیدش😖
فقط میخوام فرار کنم
البته روستا نشین به اون تصوری که شما دارین نیستم😀
که گاو و گوسفند و مرغ و خروس داشته باشم
هرچند میدونم شما هم به اون سبک زندگی عادت دارین و همه چی به عادته