پسرت به من کشیده ها اسی
مامانم خدابیامرز ساعت ها برام صحبت میکرد اگر میزنی نی نی بیوفته دستش اوخ بشه
اگر بزنی نی نی سرش بوف بشه
زبونم در حدی نبود بگم بابا نی نیا اذیت میکنن کتک رو باید بخورن
کنترلم میکردن دوساعت قبل حضور تو جمع سخنرانی داشتیم پدرمو در اوردن
باعث شد یکم منزوی بشم و خودمو خطاکار بدونم ولی دست زدن و دفاعم که کم نشد
پسر عموم و برادرم میگن جووووون یار جنگی من شلوار پلنگی من