وکالت نامه طلاص توافقی رو دیروز جفتمون امضا کردیم…
هی سبک سنگین می کنم
می بینم بدون شوهرم نمیتونم…الان نزدیک دو ماهه خونه پدرمم…
اما وقتی امضا رو دیروز زدم،مثل اسپند رو اتیشم….
فردا میرم حضوری باهاش صحبت کنم….همسرم ادم با اراده ایه
بهش میگم بیا از نو شروع کنیم….
بدون اون زندگی برام جهنم میشه،،،
اختلاف زیاد داریم م تفاهم نداریم….اما دوست داشتنم خیلی غالب تره….
واقعا رو هوام….اکسیژنم تموم شده….