اهان...چ وحشتناک...
ممنون ک گفتی...
ممنونم بابت همه ی راهنماییات.
منم تجربمو بگم...پیش ی فا.لگیر رفتم و راجب حال و گذشته درست گفت...
و راجب رلم ازش پرسیدم و اون خییییلی ازش تعریف کرد و گفت خیلی ادم خوبیع و حسش واقعیه و....
منم سر همین قضیه ی تعریف کردنا،دیگه خیلی نسبت بهش خوشبین شدم و دیگع ایراداتشو ندیدم و انقدر بهش خوبی کردم ک پررو و مغرور شد و کم کم سرد شد...
بعد پیش همون ف.الگیر قبلیه رفتم و بهش گفتم این اصن خوب نبود اخلاقش و مغرور و لجباز و...هست.بعد برگشت گفت : این اخلاقشه ولی ادم خوبیه😐و اصن دفغه ی قبلش نگفته بود م اخلاقیات بدی داره ک نمیتونی کنار بیای باهاش و..
یع مدت بعد،رلم سرد شد و بعدم رفت.دوباره پیش همون ف.الگیر و یه فا.لگیره دیگه رفتم و جفتشون گفتن ک مامانش با رابطه تون مخالف بودع و دعا زده...
خلاصع کات کردیم...
نمیدونم حالا این حرفی ک راجب مادرش زدن چقدر درست بود ولی ب هرحال تعریف الکی ازش کرد در صورتی ک اونجوری نبود...