2777
2789
عنوان

ویار سمی 😂

237 بازدید | 20 پست

یادمه وقتی باردار بودم خواهرشوهرم که اون موقع 8ساله بود از کیکای سی سی خریده بود وقتی دستش دیدم خیلی دلم خواست ولی نتونستم بگم رفتم به شوهرم زنگ زدم گفتم هرجا هستی فقط خیلی زود برام کیک سی سی بخر بیار با گریه میگفتماااا 😂شوهرم بنده خدا دوتا بسته خرید آورد زود، نشسته بود دونه دونه باز می‌کرد می‌داد به من منم می‌خوردم،فکر کن ۱۲تاروخوردم یجا مزش تو دهنم فوق‌العاده بود در این حال بازم گریه می‌کردم زااااار میزدما 😂بیچاره دودستی می‌کوبید تو سرش که گریه کردنت چیه؟


از اون ماجرا ۱۰سال می‌گذره همین الان داشتم سی سی می‌خوردم یادم افتاد ولی اون همه که اون موقع لذت بخش بود برام الان لذت آنچنانی نداشت 😂


شما هم همچین تجربه هایی داشتین؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من شب از سرکار میومدم . وای از هر واحد بوی یه غذا. کتلت. ماکارونی- پیاز داغ و ............. ماهی . خیلی دلم خواست. تا فرداش بتونم درست کنم. اما نمیدونم چرا نتوستم بخورم. هنوز بوی اون ماهی توی ذهنمه

من زیاد بهانه گیر نبودم فقط یادمه گفتم آب پرتقال میخوام آلبالو آورد قهر کردم تو چرا نمیفهمی که من فقط پرتقال میخوام 

بعدد۱۴سال هنوز از پسته و شیر موز بدم میاد 

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   

😂😂😂😂😂😂😂

بله به شدت

من بسیار ویار بدحالی هم داشتم

یعنی همه چیز بد بو بود و خیلی حالم بد بود اما یهو دلم یه چیزی میخواست

اولین ویارم ماست و اسفناج بود... هیچی نمیتونستم بخورم و اننننقدر دلم ماست و اسفناج میخواست که خدا میدونه به قول شما دیگه داشت اشکم در میومد 😂😂😂

اونموقه هم فصل اسفناج نبود .. نه خودم داشتم نه مامانم ... بعد مامانم از زنداداشم پرسیده بود اونا داشتن یکم بهمون دادن درست کردن یعنی چشمام پر اشک بود و میخوردم 

واقعا آدم دوران بارداری خیلی عجیب میشه😂

من زیاد بهانه گیر نبودم فقط یادمه گفتم آب پرتقال میخوام آلبالو آورد قهر کردم تو چرا نمیفهمی که من فق ...

منم در طول بارداریم یدونه همین کیک سی سی رو تا مغز استخون خواستم 😂یبارم لیموترش دست داییم دیدم دهنم آب افتاد بعد که بهم داد مثل دیوونه ها نمی‌دونستم چطوری بخورمش همون طوری با پوست گازش میزدم 🤣 مزش عااااااالی بود

😂😂😂😂😂😂😂 بله به شدت من بسیار ویار بدحالی هم داشتم یعنی همه چیز بد بو بود و خیلی حالم بد بود ...

عزیزم

نه من قشنگ اشک میریختم سر و صورتم غرق اشک بود و دهنم پرکیک 🤣

منم در طول بارداریم یدونه همین کیک سی سی رو تا مغز استخون خواستم 😂یبارم لیموترش دست داییم دیدم دهنم ...

به قول مامانم حالا بچه خوشگل تپل آوردی یا نه تو که همه چی میخواستی 🤣🤣

مامانم سر بچه آخری بهم میگفت حالا ببینم بچه ت چجوریه من ویار انار داشتم رفتم خونه داداشتم یه صندوق انار خرید گذاشت جلوم گفت بیا بخور چقد همه رو اذیت کردم هر کی می آمد خونمون  انار می آورد 

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   
عزیزم نه من قشنگ اشک میریختم سر و صورتم غرق اشک بود و دهنم پرکیک 🤣

🤣🤣

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  13 ساعت پیش
توسط   مورچه۲  |  13 ساعت پیش