ما تو ی ساختمونیم
وقتایی ک من نیستم شوهرم کلیدو جداسازی میکنه ب اینام میگ جاشو اینام میان سرک میکشن
در حالی ک مادر شوهرم جایی بره حتما قفل میکنه
یبار گفتم بسیار کار خوبی میکنی میخوام چیکار باز باشه ی چیزای گم شه ب من بدگمان بشی حوصله ندارم
چ نیازه تو نیستی بیام خونت کار زشتیه خدا ک بالا سره هم بدش میاد و انقدررر گفتم دیگ نمیاد بیارم سریع خبر میدهد ی چیزی مثل اجازه
ک فلانی من نیازم تموم شده دارین
ب شوهرمم میگه درو کلید کن ببر چیزای گم میشه یقه منو میگیرید