خوابم نبرد میترسیدم سرو صدا کنم اومدم توی ماشین نشستم
حالا که من اومدم دارم آهنگ گوش میدم همه دستشویی دارن
بابام اومد با تعجب نگاهم کرد
مامانبزرگم اومد متوجه نشد
داییم هم رفت و اومد بعد زد توی شیشه گفت مشکل داری؟ساعت سه صبحه هااا😂😂
واقعا راست میگن سرده بیرون از ماشینم بیرون نمیرم تا پنج صبح توی ماشین میشینم
تا که آماده بشم بریم باغ پدربزرگم😁