چاره دیگه ای نیس .منم همینجور بودم
دیکه به مادرم زنگ زدم گفتم شمارتو دادم به پسری که ازم خواستگادی کرده بود اولش خب گفت نه چرا دادی
بعد خواهر شوهرم زنگ زد به مامانم .اولش مادرم گعت نه
ولی باز اونا هی زنگ زدن تا اجازه خواستگاری خواستن
در نهایت بعد از یکماه مخالفت (بدلایل خواستگار فامیل دوتا داشتم مادرم مبگعت فامیل برو غریب نرو)
با بالاخره عقد کزدیم
الان ده سال گذشته