توروخداایقدرنگین برزگتره مادره..اینجوره اونجوره...
منم میدونم و خیییلیممامانمودوست دارم.ولی..یه اخلاقایی داااااره....که ادموتامرررض جنون میبره...ک بااینکهمن خودم حیییلی صبورم...واقعاکممیارم..
اصلااز بچیگی کلا اجازه هیچکاری بهم نمیداد..تااارسیدم به دبیرستان...رهنمایی نمیکردااا..فقط مقایسه..تحقیر..انتظارای عجیب.خب منم ادمم بخدا
مگر میشه به گسی یادندی چجوریغذایپزه بعدتوقع قورمه سبزی کنی؟؟تازه وقتیم خرتبکاری کنه دایم دعواو تحقیربشنوه.و دوباره ادمه بده؟؟؟
بماندک وقتیم ادم یه دفاعیم بکنه همچی ناراحت میشه میره خودش کاراشو میکنه باهم تا یه مدت دعواداره.شدیدلجبازه.
الان امشبم سر یه قوری چایی ک من دم کردم کلی ناراحت شده