2777
2789
عنوان

جهت درد و دل

37 بازدید | 1 پست

یکم بغضیم چندروزه حالم خوب نیست

بعد سالها بادوست بچگیم چندروزی قراره یکم باهم بگدرونیم به هوای مجردی و بچگی

خونه پدری جفتمون نزدیک همه

امروز صبح یسررفتم پیشش دلم گرفت بغضی شدم چقدر عاشق خونه پدریشم خیلی قشنگ کارشدست و شیکه دقیقا آرزوی برباد رفته مامان منه و توش حالم خوبه اما با خونه پدری خودم مقایسش کردم غمگینم چون خونه ما نابوده همه چیزا قدیمی و داغون 

مهمتر از اون امروز دوستم داشت با مامانش پشت گوشی حرف می‌زد چون اینجا نیستن چقدر باخنده و قشنگ حرف زدن اونوقت من یادمه از بچگی همش دعوا و پرخاش دیدم تاالان هیچ محبتی ندیدم آخرش مامانش گفت اگه کموکسر داشتین و پول خواستین بگین دلم شکست چون یاد بابام افتادم بابام همیشه مراقبم بود و بعدرفتنش دنیام از جهنم بدتر شد

این روزا حالم خوب نیست امروز عجیب شکستم بخاطر چیزایی که بهم شد نه اینکه بخوام حسادت کنم بخاطر کمبودهای خودم بخاطر بدبختیام 

کاش یروز حالم خوب بشه 

کاش یروز زندگی برام خوب بخواد

کاش اونقدر قدرت پیداکنم بتونم آرزوهامو واقعی کنم واسه بچم

و هزار کاش دیگه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2833
2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز