تمام این لحظاتت رو درک کردم قشنگ خودم در تمام این لحظات زندگی کردم
باور کن یه چیزایی رو ما ها خبر نداریم
خدا برامون بهترینها رو صلاح میدونه ما ها اصرار داریم
من خودم خیلی زوووری از خدا بچه خواستم
حتی میگفتم خدایا تو بده کاریت نباشه سالمم نبود نبود من بچه میخوام چیکار داری نمیدی
انقدر که بهم حرف میزدن میگفتن شاید سالم نی خدا نمیده
چون سه تا سقط داشتم
منم زجه میزدم میگفتم خدا به تو چه من میخوام من خودم میدونم و فلان
زد و باردار شدم وقتی که هیییچ درمانی نکردم دیگه
تمام ازمایشها و...ژنتیک همه رو رفتم
همه سالم
دکتر میگفت تو وسواس داری
ولی خودم میدونستم چی گفتم به خدا
میترسیدم
اخرم داد .همونی که میخواستم و زجه ها میزدم براش
گفت بفرما
حالا نوکریش رو میکنم باشه
ولی بدترین امتحان رو پس دادم
بدترین بدترین نمره رو گرفتم توی این امتحان
ای کاش صبوری میکردم
ای کاش
بارها خودم توی همچین تاپیکهایی میخوندم به خودم گفتم
خدا به کیا بچه میده قدر نمیدونن و فلان
باید فقط سکوت کنی و بگی سپردم به خودت
فقط بگو خدایا شکرت سپردم به خودت اگه دادی شکر ندادی شکر
ولی من برات دعا میکنم بهترینها نصیبت بچه سالم نصیبت هر چی که صلاحت هست بشه فقط