2789
عنوان

شوهر

247 بازدید | 7 پست

دندونش نیاز ب جراحی داشت رفته بود یجا ک زدن بودن دندون داغون کرده بودن، داشت از درد میکرد خودم و  کشتم ک بلند شو بریم پیش فلان دکتر عالیه من میشناسم گفت ن هیچ دکتری نمیتونه کاری کنه، ی ساعت خواهرش زنگ زد گفت برو فلان دکتر ی نگاه کنه بلند شد بدو بدو رفت شما باشید ناراحت نمیشید؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگه توی تمام زمینه های زندگی همیشه همینطوره آره ناراحتی داره ولی اگه فقط اینبار اینکارو کرد اشکال نداره ..شاید خواهرش از اونور خط یه چیز دیگه هم گفته بود که رفت اونجا...مثلا یه اطمینان خاطری داده بود...

به نظرم وقتی از دکتر اومد بهش رسیدگی نکن و سوپ و،،، نپز. بگو میتونه بره حتما خواهرش آماده کرده واسشو ...

وای نه اون حالا مربضه  ،همینجوری اعصاب نداره، تازه یه دعوا درست بشه برا این مساله جزئی؟   خیلی اینکار بده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز