ی بار ی کتونی گرفتم کفش خیلی سُربود منم وسط زنجیزنی کراشمو دیدم دست خواهرمو کشیدم گفت بریم اونجا کراشم منو ببینه یهو لیز خوردم وسط جم آبروم رفت اون روز بارونی هم بود 😒😑😶
ی بار مسجد داشت شام میداد دیگ ی برچسب زدم پشت کفش کراشم بعد ک شامشو خورد اومد بیرونی صداش کردم گفتم پشت کفتش برچسبه بعد رفتم کندمش گفت مرسی خیلی خنگ بودم خدایی😑😑😑😑😑😑