2777
2789
عنوان

دعوا

135 بازدید | 11 پست

ی دوست حسود دارم دوازده ساله باهاش دوستم

خودش تو آزمون استخدامی معلمی قبول شده سکته میکنه وقتی بفهمه ما شرکت کردیم

سال پیش قبول شد ما کلی گل و شیرینی خریدیم بردیم ضمن تبریک

بعد از وقتی پارسال ازمون استخدامی زدن هفته ای دو بار میپرسه شرکت کردین مامم میگیم ن

بعدمیگ چرا دروغ میگید

ولی جدا شرکت نکردیم

تا اینک دیروز پرسید گفتم گفتیم ک ن چرا هی مپیرسی

گفت میمردی جواب بدی بدم اومد از طرز حرف زدنش

گفتم متاسفم بابت این طرز صحبت

بعد پارسال هممون شرکت کرده بودیم هر روز پیام میداد خوندین میگفتیم ن واقعا نمیخوندیم تهش اونم میگفت فقط من نمیتونم بخونم شما الکی ادا در میارید ک نخوندید بعد ازمون اون قبول شد ما نشدیم

بعد نوشت برای خودت متاسف باش مگ من چند بار سوال کردم

. نوشتم تو شور سوال کردن دراوردی پدر هممونو دراوروی چند دفعه بگیم شرکت نکردیم اون از پارسال ک گفتیم نخوندیم پدر همه رو دراوردی ک خوندی اون از امسال ک ول نمیکنی

برگشنه میگه همتون عقده ای هستین ببین از کیه عقده قبولی من رو دلتون مونده بود نتونسته بودین بگین

منم نوشتم‌ درست گفتن جواب ی سری آدم بیشعور همون سکوت

بلاکش کردم

کار بدی کردم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

از اونا که تو مدرسه کتاب ها رو میجوییدن بس که میخوندن روز امتحان میگن نخوندیم

دقیقا دوران مدرسه همین بود ولی بعد دوازده سال انقدر بی حرمتی زورم گرفته مخصوصا ک بچه هم نیستیم

دقیقا دوران مدرسه همین بود ولی بعد دوازده سال انقدر بی حرمتی زورم گرفته مخصوصا ک بچه هم نیستیم

حس رقابتش از رفاقتش بیشتره،تا وقتی دوس داره باهاتون باشه که از شما سر تر باشه،برمیگرده به کمبود اعتماد به نفسش،شما سخت نگیر

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792