برادرشوهرم بزرگم با خواهر شوهر بزرگم قهر هستن جفتشون متاهل هستن بچه دارن
ولی برادرشوهرم دوست داره هروقت میاد اونجا خواهره نباشه فقط خودش حضور داشته باشه ک مادرشوهرم هیچ وقت اینطوری دوست نداشته یعنی حاضره دختراش باشن خونش تا پسر عروساش خیلی دختر پرسته
برادرشوهرم البته حق داره خیلی خواهره عوضی هست خیلی ابرو بر اهل کرم دعوا هست حتی نزدیک بود شب عقدم بهم بخوره بخاطر رفتار خودش شوهرش
منم واقعا به جاریم شوهرش حق میدم
اما مادرشوهرم هیچ وقت بدی های دخترشو ندیده یا اگر دیده باشه به چشمش نمیاد هم خیلی خوشحال میشه اینطور باشن
این چندوقت پدرمادرشوهرم از کربلا اومده بودن برادرشوهرم یکبار نیمد اونجا چون خواهر شوهرم همش اونجا بود یعنی از صبح تا شب ک ی وقت اون نیاد واقعا چ جور لحبازی میکنه مادرشوهرم هم اصلا ناراحت نبود پسر عروسش نیستن