اونوقت این ناخواسته هامیشن ناجی زندگی همه.......داداشم کلی کارمادرم انجام دادکه بیفته ولی خواست خدابودکه بمونه خداسربلندش کنه باوجودی که اخرین بچه اس ولی هوای همه روداره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب اینکه عالیه عزیزم با هم همبازی میشن خدا بهت قوت بده من با فاصله خیلی کمتر هم دیدم که مادر از پسش برآمده.....خودتو دست کم نگیر ما زنا خیلی قدرتمندیم منم الان پسرم تازه دوسالو نیمشه من دوماه باردارم و سزارینی
بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴