سلام خانما خوبین
خواستگار اومده برام خیلی استرس دارم و نگرانم. نمیدونم باید چیکار کنم
کلا همیشه از ازدواج خیلی میترسیدم و الان ترس و نگرانیم بیشتر شده
یه دلیلش اینه که پدر و مادرم اصلا زندگی موفقی نداشتن. همیشه شاهد دعواهاشون بودم.
پدرم خیلی ادم سردی هست. خیلی مرد خوبیه اخلاقای خوب زیاد داره ولی اصلا اهل مسافرت نیست. هدف اصلیش اینه که فقط کار کنه. توجه خاصی به زن و بچه نداره. خیلی وقتا من که بچشم انقدر دلم گرفته بود و گریه کردم دریغ از اینکه یکبار بگه اماده شو ببرمت یجایی حالت یکم عوض شه.
بیچاره مامانم تو غربت هم ازدواج کرده و همیشه تنهایی کشیده.
یکی از ترسام اینه که منم ازدواج کنم اینجوری باشه همسرم سرد باشه. اهل تفریح نباشه. من خیلی برام مهمه اینکه اهل سفر و تفریح باشه. حتی تفریحات کوچیک. زندگی که فقط خوردن و خوابیدن و کار نیست
میترسم سرنوشتم مثل مامانم بشه
واقعا نمیدونم باید چیکار کنم😭
احساس میکنم به درستی هم نمیتونم طرف مقابلم رو بشناسم. اونجوری که میخوام
مشاوره هم میخوام برم ولی بازم استرس زیادی دارم