منِ ۲۳ ساله
کلی بیماری دارم،ن پول درمان دارم ن خانواده درست درمون
تحصیلات ندارم
هیچی ندارم هیچییبیییی😭
لبه وا^ژنم دوتا دونه زده ک درد میکنه و میخاره
حس میکنم بزرگتر از دیروز شده یجورایی برامده تر شده🙀
همش ب مرگ فکر میکنم
چرا من نباید مث هم سن و سالام باشم و دغدغم پیدا کردن کار و فرار از این جهنمی باشه ک اسمش خونه اس باشه
چرا نباید سالم باشم؟هموروید و مشکلات واژن داشته باشم
با این تفاوت ک رابطه هم ندارم
🥲چرا باید اسیر خانواده ی نفهم باشم
چرا نمیزارن تنهایی برم بیرون با ۲۳ سال
چرا نمیتونم دانشگاه قبول شم ک فرار کنم
چرا اصلا خدا عمرمو نمیگیره؟
این زندگی عادلانه نیس
یکی همچی داره یکی ام مث من از همچی محرومه
کاش بمیرم
کاش فردا پا نشم
کاش تموم شه این زندگی ک ن سلامتی دارم ن میتونم ب اهدافم برسم ن ادم درستی دور و برمه ک دردمو بهش بگم
ن پدر و مادر درستی دارم
ن پول دارم
ن حتی دوست
هیچی ندارم
یه زندانی ام توی خونه ک توسط یسری روانی محکوم شده
و داره از بیماری رنج میکشه