بچها چیکار کنم دلم برای کسی نسوزه مخصوصا کسی که جوونیم نابوده کرده با بدجنسیاش نزاشته اب خوش از گلوم پایین بره ولی یچیزش میشه من دلسوزی میکنم و ناراحت درصورتی که من واقعا ازش بیزارم و متنفرم خیلی از خودمم خسته شدم واقعا با تمام وجودم ازش متنفرم ولی نمیدونم چرا دلم باید براش یهو بسوزه و ضربشم بخورم 😔دست خودم نیست ولی از دلسوزی کردن براش خیلی عصبانی میشم مثل الان
مطمئنی دلسوزیه؟ بیشتر به مهر طلبی میخوره و یا اینکه انقد بهش محبت کنی که پیش خودش بگه عه این چقد م ...
هزار بار جلو خودش مستقیم یا غیرمستقیم گفتم گاش نبودی کاش بمیری خودش میدونه تنها ارزوم شده مرگش ولی هرچی خوبی میکنم دلم میسوزه یهو براش بعدش میبینم اصلا انگار نه انگار میره پشتم حرف میزنه یا سرچیزای کوچیک فحش میده کتک میزنه خیلی ناراحت میشم از خودم ک چرا دل میسوزونم باید بزارم زجر بکشه همونجور زجرم داده زندگی دنیام و جوونیم نابود کرده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به مامانم گفتم وقتی حالش بد شد اصلا صدای من نزن چون از اتاق میام بیرون و رو ب اسمون میکنم جلو همتون فقط مرگش میخام گفتم فقط صدام نزن چون تنها کسی ک ب فریادش میرسه منم برا همین میگم از خودم خسته شدم
الان همکار من ۴۱ سالشه ی خواهر سواستفاده گرو بداخلاق داره همیشه پیش من حرف میزنه خستگیشو میفهمم هم ...
من کاری ب سو استفادش ندارم حاضرم همه چیم براش بخرم فقط اخلاقش رفتاراش داره ب مرز جنون منو میرسونه وحشتناکه شاید هرکس جای من بود تاحالا زندش نمیزاشت خدا دیگ صبرم ازم گرفته خیلی کم اوردم از دستش برام دعا کن ابجی
مرسی ک ب دردام گوش کردی ممنونم ازت فقط تو اومدی تاپیکم