2777
2789
عنوان

ترس

| مشاهده متن کامل بحث + 290 بازدید | 34 پست
اسی منم میترسم..خونه تنهام ساختمون خالیه یکی ایفون رو زد ولی جلو تصویر نبود نتونستم ببینمش هی پرسیدم ...

یا ابالفضل  چرا تنهایی ؟

من رفتم دیدم لامپ خودش خاموش شده بود بدتر ترسیدم 😂 به خانوادمم هیچی نگفتم  اگه بگم مسخره م میکنن

حرمت ها را نشکنیم.شاید روزی ،یه جایی مجبور باشیم به هم سلام کنیم. همیشه در حد یه سلام هم شده حرمت نگه داریم ما را جز خیالی آرام طلبی نیست ز دنیا  یه صلوات مهمونم میکنی؟
جن چراغی تو لامپ نشسته هی ها میکنه آتیش میاد بیرون فک میکنی چراغ روشن شده 🤸🏻‍♀️

😂😂😂😂😂😂

حرمت ها را نشکنیم.شاید روزی ،یه جایی مجبور باشیم به هم سلام کنیم. همیشه در حد یه سلام هم شده حرمت نگه داریم ما را جز خیالی آرام طلبی نیست ز دنیا  یه صلوات مهمونم میکنی؟

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

حالا من در حموم مون یطوریه بعد این گیر کرده بود از داخل بسته شده بود منم بچه بودم با آبجیم تنها بودی ...

  من  یه بار تنهایی رفته بودم حموم هزار بار بیشتر در حموم باز می کردم بیرون می‌دیدم همش حس میکردم یکی داره نگام میکنه

حرمت ها را نشکنیم.شاید روزی ،یه جایی مجبور باشیم به هم سلام کنیم. همیشه در حد یه سلام هم شده حرمت نگه داریم ما را جز خیالی آرام طلبی نیست ز دنیا  یه صلوات مهمونم میکنی؟
طبقه پایین یعنی زیر زمینی 

خونه س

حرمت ها را نشکنیم.شاید روزی ،یه جایی مجبور باشیم به هم سلام کنیم. همیشه در حد یه سلام هم شده حرمت نگه داریم ما را جز خیالی آرام طلبی نیست ز دنیا  یه صلوات مهمونم میکنی؟
 من  یه بار تنهایی رفته بودم حموم هزار بار بیشتر در حموم باز می کردم بیرون می‌دیدم همش حس ...

منم اوایل حموم تنها رفتنی اون موقع که بچه بودم میترسیدم مخصوصا آب رو سر ریختنی که چشا رو باید بست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108