سلام دوستان
من به خدا بی ایمان شدم! ولی ی رشته خیلی باریییک هنوز بین من و خدا هست
نمیدونم اون رشته رو قطع کنم یا نه!
شاید براتون سوال بشه چجور آدمی هستم ؟ ی دختر ۲۴ ساله از ی خونواده مذهبی
اما خدا
حرفامو نمیشنوه
خدا،امام رضا ،حضرت عباس ،امام حسین
هیچ کدوم سالهاست توجهی به من نمیکنن
سالها ایمان داشتم ،خانواده ام مذهبی و مقید هستن خودم سالها ازشون طرفداری کردم
حالا هم معلمم...و از سال بعد کارم و شروع میکنم
من به بچه های مردم چی یاد بدم؟ وقتی خودم دیگه ایمانی ندارم
تو همه سالهای دانشجوییم واسه خودم برنامه می ریختم وقتی ی بچه ازم پرسید خدا کیه چجوری جوابشو بدم که متناسب با سطح درک و فهمش باشه چیکار کنم بچه ها از خدا دور نشن تو این دوره و زمانه
اما حالا ...مردد شدم .خیلی چیزا دارم تو زندگی اما خیلی چیزا هم ندارم و وقتی از خدا میخوام انگار نه انگاااار و حتی برعکس جواب میدههه.همیشه بابت داشته ها شکر گزار بودم اما حالا کم آوردم
کسی میتونه رشته امید من به خدا رو قطع کنه یا کسی میتونه قانعم کنه ازش برنگردم؟
حرف های معمولی نه از اون حرفهایی که سالها خودم زدم چه وقتی شاگرد اول مدرسه بودم و استاد فلسفه و حرف های راجع به خدا چه الان ک معلمم
حرفی که قانعم کنه ...