سلام دوستان
دوسه شب باشوهرم بی محل بودم سرسنگین
زنگ نمیزدم کجایی
کلا بی تفاوت خونه سوت و کور بود چون من با بچه بازی نمیکردم وقتی میومد
بچه هم میومد سمت من ساکت بود چون من هیجان نداشتم حرف نمیزدم
شوهرم کاری کرده بود عصبانی بودم ازدستش
گوشیمم خیلی داغون بود تولدمم نزدیک بود پولم نداشتیم کلیم قسط قرض مخصوصا به خواهراش
خلاصه زنگ زد منو برد بیرون به بهانه شام
ولی گوشی خرید کلیم خسته بود وگشنه
از سرکار اومده بود آخه
ازصبحم رفته بود تا هشت شب
اونجا هم خیلی الاف شد برای پول گوشی
فک کنم دوسم داره خیلی
اما چرا به بعضی حرفام گوش نمیدع
توجهش بمن کمتر شده
آیا از گرفتاری وخستگیه آخه صبح تاشب نیس
شماچی فک میکنین حرکت گوشی از دل نبود پس از چی بود
یا رفتارهای کم محبت و کم لطفی کلام وبوسه از چیه