2777
2789

خودت برو 


کربلا رفتن امروز برگشتن موقع رفتن ازم خداحافظی نکردن هم قبلش یعنی قبل اینکه قصد کنن ک بخوان برن کربلا یکروز اومدن خونمون مادرش زبون درازی کرد ک حرص منو دربیاره منم جوابشو دادم شوهرم بهم پرید 

 اومدن ی دعوا راه انداختن بین منو شوهرم رفتن 


خدا ازشون نگذره برای همین تصمیم گرفتم دیگه تا خودشون نگفتن نرم خونشون نه با گفته شوهرم برم 

بهش گفتم خودت میخوای بری برو من نمیام 

منم چون میبینم منو آدم حساب نمیکنن با این که شوهرم همه جوره هواشونو داره بامن چون  نمیدونم چرا دوست ندارم بیینمشون 


ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چون شوهرت هرچی بشه هواشون داره دیگه نیاز نمیبین بهت احترام بزارن...بعضی هام اینجورین دیگه😏مقصر همه بی احترامی ها هم شوهره..

اگه میشه یه صلوات برای مادر شدنم بفرستی مرسی♥🥹

اشتباه کردی ، تنها نفرستش اون جا . پرش می کنند ، وقتی تو باشی نمی تونن خیلی یاد بدن بهش

اهمیتی برام نداره کسی ک بخواد پرش بکنه یک روز دیگه هم می‌تونه اینکارو بکنه 

چون شوهرت هرچی بشه هواشون داره دیگه نیاز نمیبین بهت احترام بزارن...بعضی هام اینجورین دیگه😏مقصر همه ...

بله می‌دونم قطعا همینه 

ولی همین ک نمیبینمشون خیلی آرومم 

اهمیتی برام نداره کسی ک بخواد پرش بکنه یک روز دیگه هم می‌تونه اینکارو بکنه 

باید میرفتی خودتو خوب جلوه بده بزار اونا طوری رفتار کنن که از چشم شوهرت بیوفتن 

زندگی زیباست اگر زیبا نگاه کنیم 

شوهر منم دیروز گفت مامانمو برا شام دعوت کنم منم گفتم نه  روزای آخر بارداریمه به زور بلند میشم کارامو انجام میدم اونم نصفه نیمه بعدم من چند ساله میرم شهرستان خونه مادرم یه بار نمیگه چرا نمیایی خونه ما با مامانم همسایه هستن سه سال پیش دلمو شکست منم دیگه پامو خونش نذاشتم 

منم خانواده همسرم باهام خداحافظی نکردن،خودم زنگ زدم گفتم چیزی برا تو راهی لازم ندارید؟، مواظب خودتون باشید،مارا دعا کنید ،تازه حتی تا یک ساعت قبل رفتن هم از من پنهون کرده بودن

خواهرم سعی کن دلت رو بزرگ کنی به خاطر این جزئیات اعصاب خودت رو خراب نکن

باید میرفتی خودتو خوب جلوه بده بزار اونا طوری رفتار کنن که از چشم شوهرت بیوفتن 

چون ازشون ناراحتم و واقعا دلم نمیخواد بیینمشون 

شوهرم من مجبورش هم بکنم بازم می‌ره برای همین نمیگم بهش 

ولی خب حداقل نمیبینمشون آرومم 

بزار چشم بمالونن تا من بیام

کسی ک منو نمیخواد دوست ندارم سمتش برم اونم به گفته شوهرم اون میخواد بره انقدر بره تا خسته بشه 

شوهر منم دیروز گفت مامانمو برا شام دعوت کنم منم گفتم نه  روزای آخر بارداریمه به زور بلند میشم ک ...

خدایی من نمیرم خونشون آرامشم بیشتره 

چون بدم میاد برم جایی ک ارزش احترام منو نمی‌فهمن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792