2821
2789
عنوان

افسردگی

162 بازدید | 6 پست

سلام، من۳ سال پیش سرطان سینه داشتم اونم توی سن ۲۶ سالگی... شیمی و پرتودرمانی کردم و الان به مدت ۵ سال قرص هورمونی مصرف میکنم. با مصرف این قرص هورمونام ریخته به هم و شبیه کسایی که پریودن همیشه دوست دارم به یچیزی گیر بدم و پرخاشگری کنم و بهونه های الکی میارم. واقعا دست خودم نیس خودمم دارم اذیت میشم، همسرم درکم نمیکنه تا به یچیزی گیر میدم اونم مثل من شروع میکنه گیر بده و داد و بیداد میکنه و بیشتر عصبانیم میکنه هر چی بهش توضیح میدم میگم من دست خودم نیس فایده نداره

البته اینم بگم منم خیلی گیر میدم ولی بجای اینکه یه فکری به حال روحیه ام کنه که درست بشم باهام دعوا میکنه امروز صبح هم وسایلشو جمع کرد رفت گفت ازت خسته شدم آرامش ندارم دیگه

توی تفریح و پول دادن و خرج کردن چیزی کم نمیذاره، آدم بدی نیس مهربونه ولی نمیدونم چرا درکم نمیکنه

من خودم میدونم گیر دادن هام الکیه ولی چیکار کنم دست خودم که نیست😔

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

بهش میگم یه لحظه خودتو بذار جای من، توی سن ۲۶ سالگی در حالی که ۸ ماه بود ازدواج کرده بودم سرطان گرفتم و شینی درمانی کردم موها و زیباییم رو در اون لحظه از دست دادم، لحظاتی که میتونست بهترین دوران باشه واسم چون اوایل ازدواجم بود ولی با سرطان و درد گذشت، الانم با این قرصی که میخورم به گفته دکترم شبیه کسایی هستم که پریود اند و حالات روحیم همونجوریه همیشه.

باید بیشتر استراحت کنی سفر برین روحیه تقویت کنی بعد این اتفاق بیماری بعد مشاوره بری 

از همه چیز خستم، دیگه انگار هیچی خوشحالم نمیکنه، این دنیام رو دیگه تموم شده فرض میکنم و منتظرم که زمان مرگم برسه...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز