جرئت داشته باش اثر فردریک فانژه
خب، بالاخره نوبتِ این کتاب شد🥳🥳🥳🥳
کتابِ واقعاً خوبی بود.
ترجمهاش روان و قابل فهم بود.
نکاتِ جدید درمورد اعتمادبهنفس گفته بود.
این کتاب کمی من رو توی اشک و غصههای روزهای گذشته فرو برد. اون روزهایی که به سادگی ازم سوءاستفاده میشد، روزهایی که جرئت نداشتم از خودم دفاع کنم... روزهایی که میترسیدم مردم بگن: چه دخترِ بدی! چه دخترِ پررویی!
(بماند که بعدها گفتند چه دخترِ بیسر و زبونی! )
من غافل از این بودم که مردم به هر حال، پشتِ سرِ آدم حرف میزنن.
غافل از این بودم که نباید حرفِ مردم، ملاک زندگیِ من بشه.
ولی خب، میترسیدم و تاوانِ ترسم رو هم دادم.
من مودب بودن رو با ترسو بودن، اشتباه گرفته بودم.
تو میتونی در کمالِ ادب، اگر جایی بهت انتقاد شد جواب بدی. اگر لازم بود که جواب بدی البته.
ولی ترسو بودن از اینکه از خودت دفاع کنی، قصهاش جداست. اینکه تو بترسی که وای! الان اینا چی فکر میکنند درمورد من؟!
میگن چه دخترِ بیخانوادهای؟
موضوعی که به خوبی توی این کتاب بهش پرداخته شده، مسئلهی پذیرش اجتماعی یا همون نیاز به تایید شدن هست.
اینکه شما هرکاری بکنید تا طرد نشید. شبیه به مهرطلبی. نیاز ویرانکننده.
وابستگی به تایید دیگران رو مثلِ وابستگی به مواد مخدر و الکل توصیف کرده. جالب توجه نیست؟
هست.
این نیاز به تایید دیگران، به همون اندازه مخربه که نیاز به الکل.
فصل سوم، کامل و جامع به راه حل میپردازه.
واقعاً کتابِ خوبیه. پیشنهاد میکنم بخونید.
چقدر قسمتِ گفتگوی درمانگر با مراجعهکنندگان رو دوست دارم. مثلاً اینجوریه که طرف به خودش میگه من مضحک یا غیرعادی هستم. بعد درمانگر ازش میپرسه چرا اینجوری فکر میکنی و اون با جوابی که میده، به طور غیرمستقیم به این باور درمورد خودش شک میکنه و میفهمه که این فقط یه پرداختهی ذهنیِ اشتباهه.
یک راهِ حل کاربردیِ این کتاب، تهیهی جدول بود از شرایط، احساسات و افکارِ غیر ارادی.
مثلاً من قراره شنبه یک برنامهای رو اجرا کنم.
این میشه شرایط.
خب، حالا احساسم چیه؟ ترس از خراب کردن. نگرانی از درست پیش نرفتن. خجالتزدگی و ...
افکار غیر ارادی که به سراغم میان:
نمیتونم خوب اجرا کنم.
نمیتونم خوب کلمات رو ادا کنم.
بهم میخندن. دلشون برام میسوزه.
فکر میکنند من لایق نیستم.
همهی اینها رو توی سه ستونِ مجزا مینویسیم.
تخلیهی افکار، راهکارِ مفیدیه. و بهترین راهِ تخلیهی افکار، نوشتنِ اونهاست.
راستش رو بخواین، این کتاب رو من برای اعتمادبهنفس خوندم. اما توش جملاتی پیدا کردم که به مشکلاتِ روانیِ دیگهای مثلِ اضطراب افراطی و کمالگرایی و تنهایی میپردازه.
ارادتمند، لیپار 🌹🌹🌹