واقعیت ی منشی داریم عقده کامل
..میزش از جلو در برد کنار پنجره ک بگه جایگاهم خوبه
بعد کنار پنجره نشست رییس پنجره دونست خودشو
توی سوز سرما پنجره باز میکردن یخ میزدیم .میگفتن نه هوا خوبه
الان ک امروز بهاری شده میگم 2 سانت پنجره باز بزارید ..میگه ن افتاب اذیت میکنه
خب عقده ای هستی دیگه ..چجوری بگی
منم رفتم در ورودی باز کردمگفتم هرچی شد پای شما ..ما 6 نفریم توی ی واحد ...شوفاژ هم بازه ..تهویه نیازه
خلاصه اینم بگم رییس دیروز اومد گفت چرابازه در .گفتم من باز کردم چون تهویه نیست گفت کار خوبی کردی
اینم بگم امروزم کار خودمو کردم
در باز گذاشتم ....این دختره عقده ای هم لال شد
ب نظرتون چطوری حالشون بگیرم مگه هرکی تو جای عمومی کنار پنجره هست مال اونه ؟؟ اینم بگم من مهندسم اینجا ایشون خیلی داره دق میکنه بابت موقعیت من
بگید چکارش کنم ک بسوزه بیش ازین البته
دختره عقده ای