من تازه عروسم همش ۶ ماهه عروسی کردم
پدرشوهرم اومده یه کرمی انداخته ب جون شوهرم گفت با داداشت شریکی برید مسکن ملی ثبت نام کنید
بهش میگم اولن ک ما الانش ماهی دو تومن از حقوقت برامون بزور میمونه دومن اولش پول میخان از کجا میخای بیاری میگ تو و جاریت طلاهاتونو بفروشید بزنید ب اسم خودتون
منم میگم من برا شراکت طلا نمیفروشم اگ خودت تنها ثبت نام کنی میفروشم برا شراکت نمیفروشم میگ چرا اینجوری میفروشی اونجوری نه
خب منم دلیلم اینه ک پسفردا ک بخان اون خونه رو بفروشن بزنن تو یه شغلی چیزی هیچیش ب من نمیرسه ولی اگ جدا بگیره اگ یروز بخاد بفروشه حدقل میشه ی خونه دگ جای دگ گرفت و بازم زد ب اسم خودم
اینارو بهش نگفتم نمیدونمم چجوری بش بگم ک برنخوره بش چون الانش با مادرشوهرم تو یه ساختمونیم
ولی میگ ولش کن با تو اصن نمیشه شریک شی نمیدونم چیکار کنم عاخه نمیدونم پدرشوهرم چکار داره میاد اینارو میندازه تو فکرش بابا بزار ما یسال از زندگیمون بگذره تا الانش ک همششش قسط ازین ب بعدشم بدتر میشه دگ🥲میشه راهنماییم کنید