سلام خانما من ۶ساله ازدواج کردم دوتا بچه دارم
دومی ناخواسه بود الان نیاید بگید ناخواسته چیه و فلان
واقعا ناخواسته بود اگه بخواید توضیح میدم چرا
شوهرم فوق العاده ادم بی احساس و سردیه کوچیک ترین قدمی تاحالا مبنی بر دوس داشتن من و بچه هاش برنداشته
از زمان بارداری دومم گفت من باید دو شیفت کار کنم یه مدت کوتاه با اینکه وضع مالیش خوب بوده همیشه منم به ناچار قبول کردم
ساعت ۴ صبح میومد خونه البته من اون زمان خونه مادرم بودم چون استراحت مطلق بودم
برنامش اینجوری شده بود دیگه من که نبودم تا ۴صبح بیرون از خونه بود هیچوقتم محل کارشو نشونم نداد
بچه به دنیا اومد رفتم خونه خودم بازم منو با دوتا بچه تنها میذاشت تا ۴صبح وقت هایی هم که خونه بود کوچک ترین کمکی بهم نمیکرد
بخاطر خانوادش هم کل زندگیمون دعوا بود
الان یک هفته ست خونه مادرمم بخاطر بحثی که باهاش کردم که نره دیگه شبا سر کار
تو این یک هفته نه زنگی نه پیامی هیچی حتی حال بچه هاشم نمیپرسه
دیگه تصمیمم جداییه به نظرتون بهش زنگ بزنم برای اخرین بار باهاش حرف بزنم یا نه اقدام کنم برای جدایی؟
همش با خودم میگم من که زندگیم نابود شد اخرین تلاشمو بکنم اسم بچه طلاق نیاد رو بچه هام نظرتون چیه