دیروز سراینکه خونه مادرم اینا من به همسرم بی احترامی کردم دعوامون شد چیزیم نگفتم شوهرم نمیره کارای معافیتش رو بگیره منم غر زدم گفتم همه مسوولیتا سر منه و بیفکره و کاری نمیکنه
اومدیم خونه تمام تلاششوکرد دعوای مفصل راه بندازه یک کلمه جوابشو ندادم و قهر کردم اما افسردم کرده
صبحم رفتم کتابخونه پی درس خوندنم همش میخواد منو ازار روحی بده خستم کرده
از وقتی ام کتابخونم خبری ازش نیست