ما نزدیکای چهار سال عقد هستیم که هزاران مشکل داریم و مشکل اصلی خونه بود حالا خونه رو ساختیم فقط آب برق گاز مونده واینکه خونه مادر شوهر مه و قراره که دیوار و در ورودی جدا گانه بزاریم حالا به کنار اینا از روز اول عقد با مادرشوهرم مشکل دارم یه زن روانی بیچاره هست که پره عقده و نفرته و این در زندگی من هم خیلی تاثیر گذاشته همه مشکلات هم خانم روانی ایجاد میکنه حالا چند روز پیش جهاز داماد رو بردیم عین چی دیوانه شده بود که چرا لوستر یا یخچال دو قلو خریدیم ، خدا شاهده همه رو نخوردم نپوشیدم خریدم پس انداز کردم و اون زندگی درست حسابی نداره کارشون فقط گوشت قرمز خوردن فقط اصلأ غذای دیگع بلد نیستن حالا ما وقتی حهاز داماد رو آوردیم دیوونه شد و قبلاً گفته بود که تو هم وسایل چوبیت رو بیار حالا ما میخواستیم بیاریم گفته حق ندارین بیارین و در هارو قفل کرده 😑😑😑😑😑😑
امروز هم به نامزدم گفتم قراره کابینت کار بیاد ، کابینت کار هم فامیلمون هست گفت بیاد ولی مامانت حق نداره بیاد خونه من ، عین چی ازش میترسه و مامانش واقعاً دیوانه تمامه منم ناراحت شدم ولی بازم تکرار کرد دیگه به خدا از زندگی سیر شدم خدا خودت کمکم کن 😢🙏