2789
عنوان

هی 😔

113 بازدید | 4 پست

شخصی که دوستش داشتم احساس میکنم روز آخر میخواست یه چیزی بهم بگه چون خیلی بهم نگاه میکرد روز های قبلش هم داخل واتساپ که پیام گذاشته بودم لایک کرده بود روز آخر از قبل امتحان خیلی نگاه میکرد تا نگاهش میکردم نگاهش را می دزدید وقتی امتحان تموم شد من داشتم با استاد صحبت میکردم اومده بود کنارم وایساده بود و وقتی کارم تموم شد میخواستم بیام بیرون جلو در وایساده بود و من به زور از بغلش رد شدم ولی دوباره بی محلی کردم نمیدونم چرا ولی از وقتی که بهش گفتم و گفت نه غرورم شکسته شده دیگه نمی‌تونم باهاش حرف بزنم و شاید انتظار بی جا دارم که اون بیاد سر حرف را باز کنه ، فعلا که دیگه کاری از دستم بر نمیاد 😔

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز